فرشته ی زمینی
به نام خدای آسمان
خجالت نمی کشم از خجالت کشیدنم
از نگاهت اما شاید
در هجوم چهارشنبه هایی که می آیند ....
خاطراتم را ورق می زنم
با ترسی شیرین ، از فرهاد های بیگانه
استخر خالی بود و ما شنا می کردیم
و سکوت غرق نمی شد مگر با صدای بوسه
باز هنگامه ی بدرود های طولانی
و من می ماندم و عطر نفس هایت
نفرت از جِنابَت ، که ما را دوباره من می کرد
فرشته ی زمینی من
دروغ گو تر از چوپان منم
اگر دوستت ندارم را زمزمه کنم
.
.
کورش جوادی
امرداد هشتاد و نه خورشیدی
.
دوستان نازنینم
برای مدت دو ماه در خدمتتان نخواهم بود چون به دوره ی آموزشی خدمت سربازی خواهم رفت
امید وارم فراموشم نکنید . همه ی شما را به خدا می سپارم
+ نوشته شده در ساعت توسط کوج وا
|
تمام حقوق اين وبلاگ محفوظ و متعلق به کورش جوادی مي باشد